

سوجی به گان وو میگه تو قراره صاحب یه خواهر زاده ی دختر یا پسر بشی گان وو ی بیچاره هم نمیدونه خوشحال باشه یا ناراحت.


سانگ جین به گان وو التماس می کنه که از موضوع ملاقاتش با جی تله کام چیزی به کسی نگه و یه فرصت دیگه در اختیارش بذاره.

دوباره همه دور هم جمع میشن ...

بعد از چند ماه آلبوم هایین به بازار میاد و با فروش خیلی خوبی مواجه میشه.




همه دارن برای کنسرت هایین برنامه ریزی می کنن که این بار هم قراره زیر برف برگزار بشه.
سانگ جین به عنوان رئیس شعبه نیویورک منتصب میشه گان وو میگه تو باید از کشور خارج بشی تا اون موقع یه فکری در مورد سوجی می کنم.


کلوب ادری افتتاح میشه.

شب بعد جوانیونگ از هایین خواستگاری می کنه(تو عکسا ببینین)
کلیپ مربوطه با حجم ۵.۱۱ مگابایت
















سانگ جین به مین هو یه اسلحه میده برای کشتن گان وو و بهش وعده میده اگه این کارو درست انجام بده اونو به عنوان مدیر شعبه هنگ کنگ شرکت انتخاب می کنه.

روز بعد...روز کنسرت...

هایین به جوان میگه تو باید ردیف جلو بشینی که من بتونم ببینمت.

گردنبندش رو به گردن جوان میندازه و همون حرفی رو میزنه که بار اول گفت:تا وقتی که با هم هستیم هر چیزی که مال منه مال تو هم هست.
کلیپ مربوطه با حجم ۳.۴۲ مگابایت






همه مشغول آماده کردن سالن و تجهیزات و... کنسرت هستند.


سوجی به سانگ جین میگه گان وو گفته تو باید تا به دنیا اومدن بچه از نیویورک برگردی بعد خودش به خارج میره چون به کار توی شرکت علاقه ای نداره.
سانگ به مین هو زنگ میزنه که گان وو رو نکشه ولی صدای آهنگ بلنده و مین هو زنگ موبایلو نمیشنوه.


گان وو و جوان توی اتاق هستن و وسایل پذیرایی رو اماده میکنن.مین هو وارد میشه و اسلحه رو به سمت گان وو میگیره که جوانیونگ خودشو میندازه جلوی گان وو و تیر میخوره.![]()
کلیپ مربوطه با حجم ۱.۶۰ مگابایت






مین هو دستگیر میشه و گان وو جوان رو میبره بیمارستان.

دکترا میگن هیچ راهی برای نجاتش وجود نداره حتی اگه عمل بشه احتمال اینکه زنده بمونه نیست.

جوانیونگ از گان وو میخواد اونو به محل کنسرت ببره تا برای آخرین بار هایینو ببینه.میگه من بهش قول دادم ردیف جلو بشینم.گان وو قبول می کنه و به جین پیو میگه بیاد دنبالشون.







هایین روی استیج میاد و خوندن رو شروع می کنه.







جوان گردنبندو میگیره دستش و یاد گذشته می افته...
کلیپ مربوطه با حجم ۲۲.۹ مگابایت
















وقتی آهنگ تموم میشه جوانیونگ می میره.



چند سال بعد...
هایین و پسرش(بازیگرش همون بازیگر کودکی جوانیونگه)توی مخفیگاه هستن و پسرش آهنگی رو که جوان ساخته بود با گیتار میزنه.





موقع برگشت پسرش میگه من میخوام مثل بابا یه شاعر خوب بشم و میخوام فقط تو آهنگ های منو بخونی.

هایین این حرف ها رو توی دلش میگه و به پسرش نگاه می کنه...
من دوستش دارم
مثل عشق بزرگی که از آسمون اومده
من خوشحالم چون میتونم عشقشو زنده نگه دارم
جوانیونگ...من منتظرم تا وقتی که دوباره همدیگرو ببینیم و همیشه با هم باشیم
من تا اون روز منتظر می مونم

پایان
نظرتون در مورد این سریال چی بود؟؟؟قشنگ بود نه؟؟؟ولی خیلی گریه دار تموم شد.![]()
اینم یه خبر...
son tae young همسر kwon sang woo (جوانیونگ) ۶ ماهه حامله است.

Copyright © 2008 All rights reserved © Power By: A 5 Team™