
اول فیلم در زندان وقتی سانگوک داینونگ را صدا میکنه داینونگ هم میفهمه که سانگوک توی سلوله جا میخوره و اینطوری نگاهش میکنه. و گوشه هایی از آهنگ با کلام سانسوری که مخصوص سکانسهای این دو نفره گذاشته شد

بعد از پایان گفتگو داینونگ و سانگوک از بین میله ها همدیگه را نگاه می کنند که شروع نگاه از داینونگ بود



موقع آزادی زندانیها داینونگ و سانکوک نگاهاشون روی هم قفل میشه که ارباب پارک برای اینکه سه نشه به داینونگ میگه بریم . این دفعه شروع از طرف سانگوک بود





و موقع رفتن هم داینونگ بر می گرده و نگاه میکنه


در اینجا معلوم نشد سامبو موقع دستگیری مدیران مانسانگ رفته بود به ده خونه مامانش یا خونه این اقا در اصل این آقا صاحب همون زنه بود که سامبو رفته بود سراغش


وقتی ارباب پارک به داینونگ میگه تو باید بری سونگدو دلداریها و تشویق سانگوک حذف شد


در شروع قسمت پنجاه افراد سانگوک میگند با این مدرکها میتونیم چی سو را نابود کنیم که سانگوک میگه باید صبر کنیم . بعضیها گفتند که پنجاه و یک قسمته


صدا کردن سورای برای دادن آماده باش

دعا و عبادت داینونگ قبل از شروع برای بدست گرفتن سونگ بانگ

ادامه کتک خوردن رییس جانگ در حین اعتراف گیری



آخرین مشروب خوردنهای چی سو بعد اتمام حجت سانگوک



بعد از اومدن داینونگ به تای چون کار به ملاقات شبانه کشیده میشه و سانکوک میگه من قبلاْ می خواستم از ارباب پارک انتقام بگیرم و برای همین از اون کینه داشتم ولی با گذشت زمان کینه ام فروکش کرد و همین باعث شد به اینجا برسم . من خیلی دلم میخواست با تو ازدواج کنم چون افکارت با پدرت فرق داشت اما من نمیفهمم چرا شما منو رد می کردین که داینونگ هم همون حرفهای خنگهوا را میزنه و میگه اگه با من ازدواج میکردی این نمیشدی و اون نمیشدی من خوشحالم که یه اینجا رسیدی و از این حرفها و با چشم گریان از اونجا میره





رفتن سانکوک به قصر برای ملاقات با شاه و شاه دوباره از کارهای اون خوشش میاید و دوباره بهش مقام جدید میده که چشمهای همه گرد میشه و حتی همدست وزیر پارک اعتراض هم میکنه ولی شاه میگه ساکت (احتمالاْ رده بالاتر قاضی با چیزی) اینجا سانسور شد و فقط فکر کردن سانگوک در شب نشون دادن اون هم با آهنگ من در آوردی خودشون


و در اوردن فنجان

نگاههای سانگوک به داینونگ در بازار طوریه که همه دیگه متوجه موضوع شدن و چیزی نمیگن





وقتی سانگوک پیر میشه به دنبال قبر هونگ بیونگ رایی(دایسو ) میگرده که سامبو اونجا را پیدا کرده سامبو از خطرت اونجا رفتن میگه که سانگوک میگه درسته اون شورشی بوده ولی آدم خوبی بوده و نیت کارش خوب بود


سانگوک سر قبر دایسو میره و سامبو هم مراقبه که کسی نبیندشون و مراسم اجرا میکنه و یاد حرفهای اون میوفته چون اصلاْ کلمه ابوجی(پدر) را به زبان نمی یاره و گریه هم نمیکنه


که یک نفر پیدا میشه و میگه شما اینجا سر قبر یک یاغی چی می خواهین که سانکوک میگه من اومدم سر مزار کسی که هدف بزرگی داشت و در مورد دایسو میگه


سانگوک از اونجا میره که طرف میره دنبالش و میگه اسمتون را میشه بهم بگین که میگه من ایم سانگ اوکم

و سانگوک به سمت زندگی خودش میره

و در تیتراژ آخر هم حذفیات به وفور یافت میشد که کلیپ مربوطه قبلاْ گذاشته شده
و عکسی از سانگوک بیرون فیلم و بدون کلاه

پایان
Copyright © 2008 All rights reserved © Power By: A 5 Team™